یک وقتی مرحوم استاد ما آقا شیخ اکبر برهان شصت و چهار، پنج سال پیش این را فرمودهاند، من یادم هست، فرمودند: یکی از شیعهها مریض بود در بیمارستان شورویها، آنوقتها نظر ایشان هم این بود که این خارجیها که در ایران بیمارستان درست میکنند، این دارالتبلیغ است. نه اینکه واقعا نظری دارند که خدمت کنند به جامعه ... بیمارستان شورگال که الآن اسم دیگری دارد. هر مملکتی در ایران برای خودش بیمارستان داشت.
یک نفر آنجا بستری بوده، دکتر که میآید میبیند این دارد قرآن میخواند. به او میگوید این قرآن عربی است تو که نمیفهمی چه میگوید، برای چه میخوانی؟ این هم میگوید: آقای دکتر شما این نسخههایی که مینویسید مگر ما میدانیم چیست؟ نه، نمیدانیم اما چون شما میگویید بخوریم خوب میشویم ما هم میخوریم. دین ما هم گفته قرآن را ولو اگر عربی نمیفهمید بخوانید. البته، اگر عربی بفهمید بهتر است.
خوب جوابی داده است. اینها را حفظ کنید و بنویسید در کتابهایتان. شصت و چند سال پیش ایشان فرمودهاند. من الآن یادم هست، مثل اینکه دو روز پیش بود. گفت آقای دکتر شما دوا که به ما میدهید ما میفهمیم که چیست؟ اما چون به شما اطمینان داریم که نظر خیر دارید و برای معالجه ما به ما نسخه میدهید ما هم ساکتیم و هیچ اعتراضی به شما نمیکنیم. نمیگوییم چرا نسخه انگلیسی است؟ چرا این داروها را دادید؟ هیچ چیز نمیگوییم، تسلیم محضیم. دین ما هم به ما گفته است قرآن را ولو نفهمید بخوانید، محکومش کرده بود، دکتر ساکت شده بود.
برچسب:
نویسنده: سعید چاکری